مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
805
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
و تيراندازى و شناورى دستى داشت . هم اوست كه از بيعت با ابو بكر سرباز زد و در سقيفهء بنى ساعده رفت و گفت : « يك امير از ما و يك امير از شما » و سپس به شام بيرون شد . در آنجا مرد ، به روزگار خلافت عثمان بن عفان ( رض ) . گويند مار او را گزيد ، از فرزندان اوست : قيس بن سعد بن عباده ، آن زيركسار دلير هوشيار و او از شيعيان على بود ، و به منزلهء شرطى پيامبر بود ، مردم چندان كه از او هراس داشتند از ديگران نمىهراسيدند . او در جنگ بدر صاحب رايت انصار بود . سعد بن معاذ در جنگ خندق تيرى به او خورد و اكحل او بريده شد . چون به ميان بنى قريظه رفت كه مردان را بكشد و زنان را اسير كند از آن رگ بريده خون بيرون جهيد و سعد بمرد و پيامبر گفت : « عرش از مرگ او به لرزه درآمد . » عبادة بن صامت هم در عقبه شركت داشت و هم در بدر و هم در احد . به روزگار معاويه در رمله مرد . جابر بن عبد الله جابر گويد : من و برادرم و خالويم از ياران عقبهايم . و در پايان عمر چشمش نابينا شد . چنان كه گويند وى آخرين كسى است از ياران پيامبر كه در مدينه در گذشت . در ياد كرد آن دسته از انصار كه پس از آمدن پيامبر به مدينه اسلام آوردند واقدى روايت كرده كه زيد بن ثابت گفت : من يازده ساله بودم كه پيامبر خدا به مدينه آمد و نخستين ارمغانى كه براى حضرت فرستاده شد كاسهاى نان و روغن و شير بود كه مادرم فرستاد و من آن را در برابر پيامبر نهادم و او فرمود : « خداوند بر تو فرخنده گرداند . » حضرت به او فرمود تا كتاب يهود را بياموزد و او در مدت چندين شب ( چند ده شب ) آن را فرا گرفت . كاتب عمر و ابو بكر بود و به روزگار معاويه مرد . از فرزندان اوست